14 اسفند
پسرم امروز تولد مامانی بود و اولین سالی بود که ما یه خانواده ٣ نفره بودیم و من مامان بودم راستشو بخوای عین هر سال که کلی ذوق داشتم واسه تولدم و از صبح پای تلفن بودم و جواب تبریکارو میدادم نبود.....امسال خیلییها تولد منو یادشون رفته بود و کلی غصه خوردم.مامانی لطفا هر وقت بزرگ شدی روز تولدم و روز مادرو همیشه به یادت بمونه و بهم با یه نقاشی قشنگ یا یه کار خوب تبریک بگو آخه میدونی....من خیلی روی روزهای مهم زندگیم حساسم و دوست دارم همه همونطور که من تمام تاریخهای مهم زندگیشونو فراموش نمیکنم اونا هم منو فراموش نکنند.....بگذریم یکم دلم گرفته بود خواستم باهت دردل کنم. حالا بذار از قسمتهای خوب امروز برات بگم:سمیرا و مهدی عین همیشه منو غافلگیر کردند...
نویسنده :
شبنم
2:45









